![]() |
![]() |
|
| گل عاشق |
|
خدایااااااا مرا بپذیر آی خستم از خستگی های تو میدونی خدا جون تنم داغ داغه خداااااا نمی خوام ببینمتون هیچ کیو نمی خوام ببینم آشفتگی هاش به خاطره اینه که من و دوست داشته و به خاطره من اومده چی کار کنمممممممممممممم نمیدونم باید براش چی کار کنم خوشبخت شه خدا خودت بگو چی کار باید بکنم خدااااا نمی خوام ناراحتیش رو ببینم خدای مهربون اون که پاکه مهربونه به من نیازی نداشته خدا جون چرا اینجوری میکنی باهاش تو رو خدا یستههههه اصلا قاط زدم نمیگم دیگه هیچی نمیگم همه ی این سختی ها زیر سر منه؟ آخه چرا اینجوری شد دوست دارم همین الان دو تا بال در میاوردم و میومدم پیش خودت خدا جون ازت متنفرم گل عاشق ازت بیزارم تو بر خلاق قانون عشق پیش رفتی تو باعث خوشبختی وآرامشش نشدی ازت متنفرم گل عاشق تو منفورترین آدم روی زمینی برو بمیر آدم بی خود از خودم متنفرم .........دوستت دارم اما نه از جنس معمولی از جنس عاشقانه |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 14:49 توسط گل عاشق |
|
|
قلب مهربونت مال خودمه مال خود خودم نه به تو به هیچ کی نمیدمش آره با قلدریه تمام میگم کی می خواد حرف بزنه ؟ها؟ به هیچ کی قلب مهربونت رو نمیدم میدونی سرمایه ی من تو این دنیا چیه؟ نه نمیدونی نمیدونی سرمایه ی من تویی عزیزم فرزان ...عزیز دلم..تک
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384ساعت 15:1 توسط گل عاشق |
|
این دکلمه رو با صدای شازده با هم پشت همین مانیتور گوش میکردیم یادته؟ یادته روزای جداییمون رو؟یادته؟؟؟؟ من که خیلی خوب یادمه بیا بازم با هم این دکلمه رو گوش کنیم : |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 23:35 توسط گل عاشق |
|
|
دیروز که رفتیم بام تهران همش توی خیالم خودم رو توی آغوش گرم تو حس میکردم میدونی؟ شاید همیشه در آغوشت نباشم اما همیشه خودم رو در آغوش گرمت احساس میکنم میدونی؟ یه چیزی میگم آخه توی بام جرات نکردم بهت بگم خیلی می ترسم نمیدونم از چی اما میدونم از نبودن خودم و خودت در کنار هم اونم با خوشی میترسم فرزان کمکم کن نمیدونی لبات چه مزه ای داشت توی اون برف ! اما میدونی؟ اینم توی خیالم بود ! میدونی چقدر دوستت دارم؟ نمیدونی دوریت برام عذاب آور؟ میدونی احساس گناه دارم؟ میدونی قبل از هر چی از خدا سعادت تو رو می خوام ؟ حتی قبل از با هم بودن .................. |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 14:46 توسط گل عاشق |
|
|
سلام فرزان گلم سلام
ازت ممنونم که اومدی ازت ممنونم که بهم گفتی دوستم داری ازت ممنونم که جلوی خونواده هامون مرد و مردونه ایستادی ازت ممنونم که به خاطره عشقمون این همه سختی کشیدی ازت ممنونم که من و دوست داری ازت ممنوم که بهم زندگی دادی ازت ممنونم که انقدر باهام یه رنگی ازت ممنونم که به تهعداتمون عمل میکنی ازت ممنونم که به عشقمون پای بندی ازت به خاطره همه ی خوبیها ممنونم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 0:52 توسط گل عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بیا ای ناجی قلبم بی تو من دلم شکسته
|
| پیوندهای روزانه |
|
ساقی جون حرف های من آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|