![]() |
![]() |
|
| گل عاشق |
|
سلام . چه قدر روزایی که فرزان پیشم بود دست به دست هم با هم و در کنار هم بودیم زود گذشت . خیلی بی حوصلم همه ی هستیم داره میره چه قدر خوشی ها زود گذر هستن . خیلی بی حوصلم /می ترسم فرزان نمیدونم از چی . امروز صبح که خواستم بیام دنبالت به خودم قول دادم قول فرزانی که امروز ناراحتیم رو بهت نشون ندم . اما میترسم احساس می کنم قلبم داره میره وجودم همه ی هستیم . چه جوری نبودن گرمای دستت رو تا چند ماه نا دیده بگیرم . دوست دارم بگم فرزان نرو اما این حرف رو نمیزنم چون میدونم اینجوری به ضررت خواهد بود . فرزانم ای کاش امروز ساعت با من راه بیاد و دیر بگذره هر چند...............امروز آخرین روزیه که شبش عشقم تو ایران می خوابه . خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااافرزنم به من قول دادی به من قول دادی همیشه پیشم باشی
خیلی دوستت دارم . چند کلمه با عشقم:فرزان دوست دارم با همه ی وجود داد بکشم دوست دارم جیغ بزنم . فرزان کمکم کن کمککککککککککککککک .فرزان برام سخته .خیلی هم سخت . جه روزایی بود چه زود گذشت درکه.دربند .فرحزاد.پارک ساعی و ........................................آخه من چه جوری تحمل کنم من هر روز صبح زود بیدار میشدم میومدم دنبالت من چشات و نگاه میکردم آروم میشدم گرمای دستات بهم آرامش میده چه جوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تو دوشنبه پیشم نیستیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی فرزان میترسم میترسممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم این جا که بودی حتی فوت بابا بزرگ رو متوجه نشدم هیچی نفهمیدم فرزان می خوام بپرم تو بغلت سرم رو بزارم رو شونت روی قفسه ی سینت جایی که امن ترین گرم ترین زیباترین و تنها پناه خستگی هامه و گریه کنم گریههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه ولی نه!!!!!!!!!!!!!!اینجوری تو رو ناراحت میکنم . دوستت دارمممممممممممممممممممممممم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم خرداد 1384ساعت 14:40 توسط گل عاشق |
|
انتظار بالاخره تموم شد نفسم اومد
فرزانم بالاخره اومد تو دهن همه ی اونایی که همش بهم نا امیدی میدادن زدفرزانی جونم اومد الانم در کنار عشقم هستم چه لحظه های قشنگیه بهترین ساعات و لحظات عمرم همین دقایقیه که فرزان در کنارمنه . من دستای عشقمو گرفتم من دستای مهربونش رو بوسیدمممممممممممممممم دلم می خواد هزاران بار دیگه دستای مهربون فرزانم رو ببوسم .فرزانم خودش رو به من ثابت کرده بود اما این دفعه با اومدنش خودش رو به همه ثابت کرد فرزانم خیلی دوستت دارم تمامه دقایقی که در کنارمی و وجود قشنگت رو از نزدیک حس می کنم مدام این جملات در ذهنم نقش می بنده که فرزانم همیشه پیشم یاش من بهت محتاجممممممممممممممممممممممممممممممممممم .به نگاهات به صدات به خودت . فرزانم همیشه پیشم باش . فرزانم خیلی دوستت دارم. همه ی اونایی که می گفتین نمیاد عشقم اومدددد. فرزان تو خیلی ماهی خیلی خوبی . همیشه برات میمیرم حتی اگه خدا نخواد می خوامت به علی قسم اولین و اخرین مردی هستی که دستاش رو گرفتم و براش میمیرممم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم خرداد 1384ساعت 18:35 توسط گل عاشق |
|
|
من تمنا کردم که تو با من باشی من تمنا می کنم که تو با من باشی من تمنا خواهم کرد که تو با من باشی منو باور کن! از این که تو رو با خودم حس میکنم از این که من و تو باهم هستیم خوشحالم.ازت ممنونم همه ی اینا به خاطره خوبی های توست!وقتی همه ی اطرافیان از عشقی که بین من و تو وجود داره حرف میزنن از خدا می خوام که این بذر غشقی رو که در قلبمون کاشتیم روز به روز نمو پیدا کنه و بشه یه درخت تنومند که زیر سایه هاش با تو باشم و دستای تو رو بگیرم. و این که من دستای تو رو بگیرم میدونی یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟یعنی برای لحظاتی که هم شده توی این دنیای پست همه ی خوبی ها رو در دست داری. می خوام تعریفت کنم اما نمیشه فقط میدونم یه جایی که دست هیچ کی بهش نمیرسه تا بتونه پاک کنه نوشتم تا ابد فقط فرزان
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم خرداد 1384ساعت 0:41 توسط گل عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بیا ای ناجی قلبم بی تو من دلم شکسته
|
| پیوندهای روزانه |
|
ساقی جون حرف های من آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|